تبلیغات
کلبه ی کوچیکی برای دابل اس - for my little prince
تاریخ : شنبه 12 بهمن 1392 | 01:40 ب.ظ | نویسنده : zendeyad_ zohre

هی ...

تو هرگز نمیفهمی ..این داستان منه ...در مقابل یه نفر...

در مقابل هئو یونگ سنگ اما تو نمیفهمی ...

اشکام بدون این که دست خودم باشه برای تو میریزه

و بازم عشقه خیالیم به تو حسودی میکنه !

به هئو یونگ سنگ شازده قلبم حسودی میکنه

شازده ای که حتی لمسش دستاش برام آرزو نیس ...

دست گذاشتن رو شونه هاش برام آرزو نیست ...

امروز میخوام هزاران بار غروب آفتابو تماشا کنم ،اینو میفهمی ...

انقد دلم گرفته که هزار بار هم کمه

حس از دست دادنت رو دارم، جدا شدن دستم از دستات !

امروز میگذره ،مثه روز های دیگه با صدای تو اما چیزی که نمیگذره حسه توی قلب منه

گرمای دستای توئه که لای موهامه و بهم میگه گریه نکن ،

میشه قبل رفتنت دوباره گرماشو حس کنم ؟؟

حنجره طلایی من میشه برام گیتار بزنی؟

میشه مثه رویاهام منو تو بغلت بگیری و با هم شازده کوچولو بخونیم ؟؟

میشه فقط برای یک لحظه برای من باشی؟

توهرگز نمیفهمی ...این داستان منه

ببخشید یادم رفت منبع رو بنویسم:http://irtriples.blogfa.com/ نویسندش اسرا جونه





طبقه بندی: هئو یونگ سنگ،

نمایش نظرات 1 تا 30